زیدآبادی: پیروزی مطلق در جنگ سراب است | فتح خرمشهر نقطه طلایی پایان جنگ بود، اما شش سال ادامه یافت

رویداد۲۴| احمد زیدآبادی در هممیهن نوشت: جنگها همیشه به امید یک پیروزی قاطع و بیچون و چرا ادامه مییابند و به روالی فرسایشی و مضمحلکننده تبدیل میشوند.
پیروزی، اما معمولاً امری نسبی و وابسته به فاهمهٔ آدمیان است. به عبارت دیگر، پیروزی قطعی و بیچون و چرا، وجود خارجی ندارد و به همین دلیل نباید به عنوان هدف یک جنگ تعریف شود. حتی در موارد استثنایی که یک طرفِ جنگ به ناچار دستهایش را بالا میبرد و اصطلاحاً تسلیم میشود باز میتوان دهها دلیل بر ناکامی طرف "فاتح" اقامه کرد؛ دلایلی مانند اینکه:
این پیروزی پوشالی بود. به هزینهاش نمیارزید. از راههای غیرشرافتمندانه به دست آمد. عوارض بلندمدتش فاجعهبار بود. سبب مظلومیت طرف مغلوب و از بین رفتن اعتبار طرف غالب شد و به قول مرحوم آلاحمد والخ!
بنابراین، در جنگها به دنبال پیروزی بیچون و چرا رفتن همچون دویدن در پی سراب است. نهایتاً به دست نمیآید و اگر هم به فرض به دست آید، فاهمهٔ انسانی به انحاء مختلف میتواند از اهمیت آن بکاهد و حتی آن را به عنوان یک شکست معرفی کند!
در جنگ هشت ساله، ایران با آزادسازی خرمشهر از اشغال عراق، به پیروزی درخشانی دست یافت. از نظر بسیاری، همان لحظه نقطهٔ طلایی پایان جنگ از طرف ایران بود، اما عدهای دنبال پیروزی بسیار درخشانتری به صورت قاطع و بیچون و چرا بودند. جنگ بعد از فتح خرمشهر، بیش از شش سال ادامه یافت و خرابیها و خسارات بسیار به بار آورد، اما این هدف حاصل نشد.
در جنگ کنونی هم شکست توطئهٔ اسرائیل برای بیثباتسازی و ایجاد جنگ داخلی در کشور ما تحت پوشش شعار تغییر رژیم و ناکامی آمریکا از دستیابی به اهداف اولیهاش، یک پیروزی درخشان برای ایران محسوب میشود و این پیروزی هم بنا به ماهیت خود نسبی است.
آن را کافی ندانستن و یا به آن غره شدن و به دنبال شکست قطعی و بیچون و چرای طرف مقابل رفتن، هم خطر فرسایشی شدن جنگ را به همراه دارد و هم مستعد تبدیل یک پیروزی به جنگی بیپایان است.
این موضوع برای طرف آمریکایی هم مصداق دارد. ترامپ مدعی است که نیروی دریایی و هوایی ایران را نابود کرده و دیگر چیزی برای کشور باقی نگذاشته است!
به نظرم به نفع اوست که به همین ادعا دل خوش دارد و جاهطلبیهای دیگر خود را مهار کند.
او وسوسهٔ یک پیروزی قاطع و بیچون و چرا در سر دارد. چنین چیزی نه وجود دارد و نه برایش حاصل میشود؛ بنابراین با تحرکات فعلی، گر چه به منابع کشور ما به طرز بیرحمانهای آسیب میرساند، اما به خودش سودی نمیرساند و فقط صورتمسئلهٔ را بغرنجتر میکند و زمینهٔ گرفتاری بیپایان خود در جنگی فرسایشی را فراهم میسازد.
از این رو، دو طرف بهتر است به هر چه تاکنون به دست آوردهاند و یا ادعای به دست آوردن آن را دارند، قانع باشند و در جهت یک توافق متوازن که به این جنگ پرهزینه پایان دهد، حرکت کنند.


